واچلیست با علیتسنیمی
برای توضیح رونق بورس، شاید باید از بیرون بورس شروع کرد؛ از پولی که دیگر نمیخواهد در درآمد ثابت بماند. اما آیا بیجاذبهشدن یک مقصد، مقصد بعدی را لزوماً ارزنده میکند؟
سروش رشیدی، مدیر سبد در گروه مالی کیان، در «واچلیست» میان دو گزاره ظاهراً متناقض ایستاده است: رشد بازار سهام بیمنطق نیست، اما بازار ممکن است ریسک شرکتها را دستکم گرفته باشد. حلقه اتصال این دو، تورم است؛ همان نیرویی که سرمایهگذار را از درآمد ثابت دور میکند، بیآنکه الزاماً شرایط تولید و سودآوری بنگاهها بهتر شده باشد.
اهمیت بحث در ماندگاری این جابهجایی است. اگر کاهش وزن درآمد ثابت، تصمیمی بلندمدت باشد نه خروجی موقت، انتظار بازگشت سریع پول به جای قبلی میتواند خطا باشد. بهویژه برای سرمایههای بزرگ که گزینههای جایگزین محدودتری دارند، سهام و صندوقهای طلا سهم بیشتری از انتخابها پیدا میکنند. در این روایت، بخشی از قدرت بورس از ضعف رقیب میآید، نه صرفاً از قوت شرکتها.
اما جریان پول، تفاوت بنگاهها را از بین نمیبرد. شرکتی که ظرفیت تولیدش احیا میشود، با شرکتی که حاشیه سود استثنایی امروز را نمیتواند تکرار کند، یک داستان ندارد. زمستان نیز میتواند این فاصله را آشکارتر کند؛ اگر کمبود گاز به قطعی برق برسد، مفروضات تولید و سود چقدر تغییر میکنند؟
رشیدی هنوز در بازار فرصت میبیند؛ اما فهرست رصد او با فهرست خریدش یکی نیست. چرا بعضی سهمها را ارزنده میداند، بعضی را فقط دنبال میکند و درباره بعضی رشدها تردید دارد؟ منطق این تمایز، از اوره و پتروشیمی تا سیمان و دارو، موضوع این قسمت «واچلیست» است.
تبادل نظر